قصههایی هست از تشرّفات افرادی كه فكرشان كوتاه بوده و از امام پول، زن، سلامتی و امثال آن را میخواستهاند. اینها همه خوب است. ولی چرا انسان از حضرت آن چیزی را كه خود آن حضرت از خدا میخواهد طلب نكند؟ به همین دعای حضرت در ماه رجب توجّه كنید، حقیقتاً برای ما آموزنده است، ما هم همینها را از خدا بخواهیم:
«و احتم لی فی قضائك خیر ما حتمت؛ از قضاهای خودت، بهترینش را برای من تقدیر فرما».
«و اختم لی بالسعادة فیمن ختمت؛ مرا از كسانی قرار بده كه امرشان را در این ماه به سعادت ختم میفرمایی».
«و احینی ما أحییتنی موفوراً و أمتنی مسروراً و مغفوراً؛ زندهام بدار در حالی كه از الطاف و رحمتهایت، حظّی وافر داشتهام و بمیرانم در حالی كه مسرور و آمرزیده باشم»
«واجعل لی إلی رضوانك وجنانك مصیراً؛ برایم راهی به بهشت و رضوان خودت مقرّر فرما».
او رضوان و رضای خدا را میطلبد. ما هم همینها را بطلبیم كه هیچ چیز بالاتر از رضای خدا و بالاتر از محبّت خدا و اولیای خدا وجود ندارد.
از امام زمان علیه السلام بخواهیم كه برایمان استغفار كند. استفغار، پوشانندة سیّئات است. اگر طلبِ مغفرت جدّی باشد منجر به مغفرت میشود. یك وقت انسان خودش استغفار میكند، یك وقت دیگران برایش استغفار میكنند، رفقا برایش استغفار میكنند، آن هم مؤثر است امّا راه سومی هم وجود دارد كه بهتر از دو راه قبلی است و آن این است كه انسان به حجّت وقت متوسّل شود و از آن حضرت بخواهی كه یابنرسولالله! شما برایم طلب مغفرت كنید. من این مطلب را از این آیه شریفه میگویم:
و لو انّهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّاباً رحیماً( نساء/64)
اگر آنان وقتی كه به خود ستم كردند، پیش تو میآمدند و از خدا آمرزش میخواستند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش میكرد، قطعاً خدا را توبهپذیر مهربان مییافتند.
خداوند به پیامبرش میفرماید اگر اینها كه خلاف كردهاند، پیش تو میآمدند و از من طلب مغفرت می كردند، تو هم برایشان استغفار میكردی ـ اگر این دو استغفار با هم ضمیمه میشد ـ آن وقت «لوجدوا الله توّاباً رحیماً» نمیفرماید: «یغفرالله لهم» یعنی خدا ایشان را میآمرزید، بلكه میفرماید: «لوجدوا الله توّاباً رحیماً» تعبیر بسیار جالبی است. یعنی در صورت استغفار خودشان و استغفار رسول خدا، در وجودشان میفهمیدند و مییافتند و درك میكردند كه خدا آنها را آمرزیده است. یعنی در آن صورت غفوریّت و رحمانیت خدا را درك میكردند.
خوب آن وقت، حجّت خدا، رسول الله صلی الله علیه و آله بود و حالا حجّت وقت، امام زمان علیه السلام است. به خدا قسم اگر ما از امام زمان علیه السلام بخواهیم برایمان استغفار خواهند كرد. در ساحتِ مقدّس اینها بُخل راه ندارد. امام زمان علیه السلام خلیفه خداست، مظهر تامّه حق است، اسم اعظم خدا، الان امام زمان است. اگر جدّاً بخواهیم، حضرت دعا میكنند، طلب مغفرت میكنند آنگاه انسان، غفوریّت و رحمانیّت خدا را لمس میكند.
برادران یوسف، بعد از آزار یوسف علیه السلام، وقتی متوجه شدند بدكاری كردهاند، پشیمان شدند و از پدر خواستند كه «یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا...» گفتند: پدرجان! تو پیش خدا وجیه هستی، رسول و پیغمبر خدا هستی، پیش خدا آبرو داری، ما گناهكاریم پشیمانیم، از تو میخواهیم كه برایمان طلب مغفرت نمایی، یعقوب علیه السلام هم پذیرفت. ما هم از پدر حقیقی خود بخواهیم كه او برایمان طلب مغفرت كند. یعنی از امام زمان علیه السلام درخواست كنیم كه بعد از توبه حقیقی، برای ما طلب مغفرت كند زیرا او «وجیه عندالله» است. او محمود خداست، او ولیّ خداست، او همه كاره عالم است این توبه اگر با آن لطفِ مغفرت توأم شود قطعاً كارساز خواهد بود.
باید از امام زمان بخواهیم و عرض كنیم: یابنرسولالله! ای عزیز فاطمه سلام الله علیها! تو میدانی ما بیچاره هستیم و پناهی نداریم، یكی از القاب شما «غوث» است. یعنی پناه بیپناهان! شما پدر حقیقی ما هستید. ما بچههای بدی هستیم ولی شما پدر خوبی هستید، ما نوكرهای بدی هستیم، اما شما خوب آقایی هستید. ما كجا برویم؟ به چه كسی بگوییم و به كه پناه ببریم؟ ما شما را دوست داریم و تو از قلب ما خبر داری، در زیارت دارد «ولی حقّ موالاتی» دوستی، حق میآورد، ما حقِّ موالات داریم. به شما امید داریم و از شما میخواهیم كه شما به ما تصدّق كنید. كه خدا صدقهكنندگان را جزای خیر میدهد. دست گدایی ما به سوی شما دراز است.
گفتاری از آیتالله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی(ره)
![]()
سلام آقا.
مي خوام حرف دلمو بزنم. نمي دونم فقط به مسجدا و به هيئتا سر ميزني يا به وبلاگ عاشقاتم نظر داري.
نمي دونم فقط به اونايي که خوبن و دوسشون داري نگاه مي کني يا به منم که بنده ي بي شرف و بي آبروي توام گوشه چشمي داري.
به هر حال...حرفامو ميزنم. گرچه قبلا زدمو خودتم مي دوني.
ببين آقا جان! خودتم مي دوني ديوونه ي جمکرانتم... چرا يه پاي ثابت جمکرانت که هر هفته گوشه مسجدت افتاده بود رو ديگه نمي خواي؟
مگه چه گناهي ازم سر زد؟
اين که يکي رو دوست داشتم؟
اين که مريض شدم؟ يا اين که دکتر منعم کرده از اومدن؟
يا اين که برات خوندم و کارم به کجا ها کشيد؟
اين که دفعه ي آخر از خودتو جدت گلايه کردم؟
که چرا يه بار ديگه نميشه بيام ... ؟
اين که گفتم شب چهارشنبه ديگه بيام کربلا؟
حالا واسه اين يه جمله پسم مي زني؟
نشونم ميدي که همين جمکرانم از سرم زياده؟
باشه قبول، ولي همه ميگن شما کمک مي کني آدم به چيزي که مي خواد برسه.
نمي دونستم بندتو از در خونت دور مي کني، باشه آقا خوبه بگم غلط کردم؟
آقاجون يه غلطي کردم يه کاري کردم، حالا پشيمونم کردي.
حالا که گفتم غلط کردم بذار اين هفته بيام جمکران جون مادرت ...
بسم الله الرحمن الرحيم
![]()
اللهم کن لوليک الحجه ابن الحسن صلواتک عليه و علي ابائه في هذه الساعه و في کل الساعه وليا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دليلا و عينا حتي تسکنه عرضک طوي و تمتئه فيها طويلا برحمتک يآ الرحم الراحمين.
با ادب و احترام ويژه خدمت آقا و مولا و سرور تمام شيعيان



آقا صاحب الزمان
يآ ابن الحسن يآ مهدي فاطمه يآ عزيز دل زهرا
السلام عليکم و علي آبا ئکم و علي اصحابکم

خوب مي دونم که اينقدرانسان پاکي نيستم که آقايي چون شما نامه منو بخونن من خيلي گناهکارم ولي باور کنيد
اينقدر پيش خدا التماس مي کنم که او به خاطر رحيميت و کريمي خودش اين نامه رو به شما برسونه
آقاي من خيلي دلم گرفته دارم از پا در ميام کمکم کنيد به حق مادرتون فاطمه زهرا
ازتون مي خوام مادرم طاهره شکيبايي رو کمک کنيد اون زن زحمتکش و مهربوني بود اون تو زندگيش خيلي سختي کشيد حالا که از اين دنيا رفته شما رو قسم مي دم به حق جدتون رسول الله و به حق آقا حسين ابن علي
شفاعتش کنيد . عاجزانه ازتون مي خوام و تو حسي هستم که مي خوام به پاتون بيفتم مادرم رو به مارتون فاطمه زهرا شفاعت کنيد.
از خداوند کريم بخواين از گناهاش بگذره و اونو به بهشت برين برسونه و همنشين صالحان و پاکانش کنه
خواهش مي کنم اي فرزند رسول خدا به مادرم طاهره کمک کنيد و اونو شفاعتش کنيد به حق مادرتون فاطمه زهرا
يآ مهدي زهرا مادرم از زندگيش خيري نديد نه آرامشي و نه شادي و نه .. خيلي دلم براش تنگ شده ازتون مي خوام به جان سه ساله حسين رقيه سلام منو به مادرم برسونيد و بهش بگين که تا زنده ام دوسش دارم و براش دعا مي کنم
مولاي من يآ صاحب الزمان يه خواسته ديگه هم از تون دارم . من عاشق مادرم بودم و وقتي رفت فقط خدا کمکم کرد که صبر کنم وگرنه خيلي سخت بود فراقش . ولي خداي کريم به من صبر عطا کرد که درد دوريش رو تحمل کنم ولي باور کنيد از وقتي رفته به خوابم نيومده و اين مسيله منو افسرده کرده اينکه نکنه به خاطر اينکه از من يه ناراحتي داره به خوابم نمي ياد...
ازتون مي خوام از خداوند کريم بخواين که مادرم به خوابم بياد و من يه بار ديگه ببينمش و قول مي دم که بيتابي نکنم و حتي صبرم بيشتر بشه . فقط بهم بگه که از من راضيه همينطور که تو اين دنيا ازم راضي بود
خواهش مي کنم اي فرزند رسول خدا
من تو اين دنيا خيلي تنهام و فقط خدا رو دارم و نه هيچکس ديگه رو ازتون خواهش مي کنم منو دريابين و نامه منو بي جواب نذارين به خدا قسم تنها اميدم شما هستين و بس .
منتظر جوابم هستم.
![]()
الو سلام خوبي . ميدونم كه از دستم ناراحتي ولي باور كن ديگه خودمم خسته شدم اينقدر مردم رو نصيحت ميكنم ولي اي كاش كمي خودمم به اين نصيحت ها گوش كنم آقا به جون خودم خيلي دوست دارم ولي اين رو بدون كه بد نميشه يك سري به ما بزني و جواب سلام ما رو هم بدي ما كه ديگه اين قد به تو سلام كرديم و جواب سلام نشنيديم كه نگو . ولي چي بگم حتما به خاطر بديهام نمي اي ولي من تو رو خيلي دوست دارم اميدوارم اين عشق يك طرف نباشه خودت بهتر مي دوني من كيم تو رو خدا حلالم كن يه موقعه مي رم و تو رو نمي بينم تو رو به اين اشكام قسمت مي دم كه بيا به ما سري بزن بخدا به هيچكي نمي گم ...

اذان جمکران شوري به پا کرد دلم را از غم عالم جدا کرد
صبا را گشته بودم محرم راز مرا با رمز غيبت اشنا کرد
بخوان در دل تمناي فرج را بگو شايد نگاهي هم به ما کرد
چو يعقوب از غم يوسف بناليد به بوي جامه اش او را شفا کرد
نباشد گل به بستان در زمستان گل نرگس به هر باغي وفا کرد
ببينيم در جهان عدل علي را اگر امد حکومت را به پا کرد
اگر ابري بييايد روي خورشيد مشو نوميد وبايد بس دعا کرد
خدا يا عمر من را طاقتي بخش که بينم غيبت کبري رها کرد
شاعر احسان نصري نژاد از فسا

آقا جون سلام !
دلم می خواد با شما احوال پرسی کنم . بپرسم خوبید ؟ سر حالید ؟ اما وقتی جوابش رو می دونم ، چه فایده داره ؟ مگه میشه توی این دنیای پر از تباهی و تیرگی خوب و سر حال بود ؟ حتما شما هم از دست ما آدم ها حسابی کفری هستید . استغفرا... . این چه حرفیه می زنم ؟ شما و عصبانی شدن؟! مطمئنم دلتون از ما گرفته . آخه ما دلتون رو شکستیم ، حق و ناحق کردیم ، دروغ گفتیم ، خیانت کردیم ، جنگ به پا کردیم و ... . خلاصه هر کاری که نباید انجامش می دادیم . آخرش هم هر سالی که گذشت ، توی یک ماه بزرگ و عزیز خودمون رو قاطی آدم خوبا کردیم و توی صف عبادت ایستادیم و شب های احیا قرآن رو واسطه کردیم تا خدای مهربون بازم مهربونی کنه و ما رو ببخشه و بعد که خیالمون راحت شد ، دوباره روز از نو و روزی از نو .
آقا جون ! همه ی این ها رو میدونم . به خدا به خاطر همه ی این اشتباهات و گناهامون شرمندتم . به جای همه ی آدم ها شرمنده ام ، روسیاهم ، به خدا این بار راست می گم . می خوام هم خدا من رو ببخشه و هم شما آقای بزرگوار . اون وقت قول می دم قول قول که تا زنده ام لا اقل من یکی دیگه سراغ خطا وگناه نرم . شما ببخش وبا من حرف بزن تا بتونم سرم رو بالا بگیرم و فقط یک بار که شده شما رو ببینم و برای همه ی عمرم بیمه بشم .
براي تعجيل در امر فرج، بسيار دعا كنيد زيرا آن گشايش كار خودتان است. حضرت مهدي (عج) از روز ميلاد مسعود حضرت مهدي (ع براي تعجيل در امر فرج، بسيار دعا كنيد زيرا آن گشايش كار خودتان است. حضرت مهدي (عج) از روز ميلاد مسعود حضرت مهدي براي تعجيل در امر فرج، بسيار دعا كنيد زيرا آن گشايش كار خودتان است. حضرت مهدي (عج) از روز ميلاد مسعود حضرت مهدي (عج)، مورخه 27/5/87 شروع و تا روز شهادت امام رضا (ع)، مورخه 8/12/87 ادامه خواهد داشت. در اين طرح روزانه 1 مرتبه دعاي « بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ، یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ»، 5 مرتبه" اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَليکَ الْفَرَجْ " (عج)، مورخه 27/5/87 شروع و تا روز شهادت امام رضا (ع)، مورخه 8/12/87 ادامه خواهد داشت. در اين طرح روزانه 1 مرتبه دعاي « بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ، یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ»، 5 مرتبه" اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَليکَ الْفَرَجْ "ج)، مورخه 27/5/87 شروع و تا روز شهادت امام رضا (ع)، مورخه 8/12/87 ادامه خواهد داشت. در اين طرح روزانه 1 مرتبه دعاي « بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ، یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ»، 5 مرتبه" اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَليکَ الْفَرَجْ "
بنام او که خالق یاس ونرگس است
یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت
ای روح دعا سلام مهدی
1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده
عمری است که برای آمدنت بی قرارم یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانی ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند
آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد
بیا وقرار دل بیقرارم شو بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا
بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا... تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نمای کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم
بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام
نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی
آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است
کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس
میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد
حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید
خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد
پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است
محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟
یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت
بنفسی أنت!
به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت
آقا جان!
دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟
کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟
بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند
یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرمبیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا
دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند
ای پیدا ترین پنهان من!
تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم پس بیا که نذر خود را ادا کنم
ای آفتاب عمر!
تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم
به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم
کاش می شد که خدا
اجازه ظهورت می داد
کاش می شد
که در این دیار غربت
ومیان موج غمها
به سکوت سرد وسنگین
رخصت خاتمه می داد
کاش می شد
جمعه ما
شاهد ابروی زیبای تو می شد
دیده نا قابل ما
فرش کیسوی تو می شد
کاش می شد
انتظار منتظر بپایان رسد
وهوا میزبان یاسها و
نسترنها
خاک پای مهدی زهرا شود
کاش می شد
تو هم از انتظار خسته شوی و
برای فرج دعا کنی
کاش می شد
قربانت یاس سفید
لیوان آب
صدای زیبای آبشار نقره ای را با همین گوشهای تیزم می شنوم0 گویی که قطره قطره اش برایم حکم یک دریا دارند،صدایشان کردم آمدند وبرایم یک جام از آب گوارا آوردند،گفتم:مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم،اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است،لیوان را گرفتم،نوشیدم آن را،گوارا بود وبه دلم نشست ودر همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم،هر چه نگاه کردم آن همان قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا جرا اینگونه مرا تنها گذاردند0 چرا اینگونه سیراب شدم،اما مرا خواب کردند ورفتند،صدایی شنیدم0 به سویش دویدم ورسیدم،آریٍ،آری،این همان آبشار است ورفتم یک لیوان را در کنار سنگ ریزه های آبشار دیدم،دویدم،دویدم،آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده ،گفتم که هستی!:
گفت:همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته ای،گفتم من لیاقت ندارم،چرا سراغم آمدی،گفت:پاک است دلت،اینگونه مگذار آلوده شوند،گفتم:چگونه،گفت مرا طلب کن،صدایم زن،گفت نمی رسد صدایم به گوشت،گفت رسیده،اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی،گفتم عشقم را چه کنم،گفت:عاشق باش،اما آنگونه که خودت می گویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش0 این را گفت:واز جلوی چشمان سیاهم محو شد0
فاطمه مردانی


